سال 94
پارسا پنجمین بهار رو تجربه میکنه و مهرسا دومین بهار . آماده برای عیددیدنی رفتن درپایان روز اول پارسا فراتر از انتظار ما ظاهر شد و حسابی مهمانی امد اما اخرین خونه ای که رفتیم پارسا به پدرش میگفت تو رو خدا دیگه بریم خونه پ. ن:پارسا هنوز هم عاشق خونه هست و ماندن در خانه رو به هر جایی ترجیح میده مهرسا هم که هنوز عاشق بیرون رفتن هست اما خواب بهش امان نداد و تا سوار ماشین شدیم به خواب رفت ...
نویسنده :
مامان
19:15










